تبليغاتX
نسیم بهاری - نکته های انتخاباتی ! ... ( 1 )

اشكهاي كرباسچي را باور كنيم!

ژوئن 3, 2009 بدست اميد حسيني

وقتي قیافه كرباسچي را دیدم که در فيلم مستند مهدي كروبي بخاطر فقرا و مستضعفان گريه می كرد و اشك می ريخت، بلافاصله ياد مردم محروم و مستضعفي افتادم كه سالها در دوران تحت مديريت «كارگزاران سازندگی» اشك ريختند و گريه كردند اما صدايشان هرگز به گوش آقاي كرباسچي و دوستانش نرسيد!

وقتی اشک های کرباسچی را دیدم یاد تورم 45 تا 50 درصدی دولت سازندگی افتادم، یاد چپاول بیت‌المال در شهرداری تهران، یاد سفره های خالی، یاد شکم های گرسنه، یاد مرفهان بی درد، یاد حزب کارگزاران سازندگی

وقتي اشك كرباسچي را ديدم، ياد فيش حقوقي 600 هزارتوماني دوستان كرباسچي در سال 74 و 75 افتادم، يعني همان زمانی كه فيش حقوقي پدر من و اکثر قریب به اتفاق کارمندان و کارگران ایرانی به 30 هزار تومان هم نمی‌رسید! اما نه آن فیش حقوقی 600 هزارتومانی و نه فیش حقوقی پدر من هرگز اشكي را از گوشه چشم آقای كرباسچي و دوستان كارگزاراني‌اش به همراه نداشت!( این فیش حقوقی در يكي از نشريات دانشجويي آنزمان چاپ شد)

وقتي اشك كرباسچي را ديدم، ياد گزارش چند سال پيش نشريه «اوتاوا سيتيزن» افتادم درباره كاخ دكتر عادلي (سفير وقت ايران در كانادا ، رييس سابق بانك مركزي و از دوستان و همفکران آقای کرباسچی) آقاي دكتر عادلي، چند معمار ايراني و كانادايي را مامور ساخت و ساز آن كاخ كرده بود. كاخي كه دكتر عادلي و خانواده‌اش با شنيدن صداي چكيدن قطرات آب در آن، احساس آرامش مي‌كردند!

وقتي اشك كرباسچي را ديدم، ياد آقاي دكتر محمدتقي بانكي افتادم كه مثل دیگر دوستان کرباسچی سالها در سطوح بالاي مديريتي اين مملكت قرار داشت (وزير نيرو، معاون وزير صنايع و معادن، رييس شركت ملي فولاد و …) كه سرانجام به دليل تخلفات گسترده و سو‌استفاده‌هاي مالي از شركت ملي فولاد اخراج شد.

(جالب اینکه جناب بانکی یک ماه پیش مدافع شهید رجایی شده بود و علیه احمدی نژاد حرف می زد! درباره دکتر بانکی همین قدر بدانید که نهاد نمايندگي ولي فقيه در دانشگاه اميركبير همان زمان به دلیل تخلفات گسترده مالی او، مخالف رسمي شدن و عضويت وي در هيئت علمي دانشگاه اميركبير بود اما با توجه به نفوذ بالاي او و کمك دوستان و آشنايان و نیز سفارش آقاي دكتر عبدالكريم سروش كه گويا نسبت فاميلي هم با يكديگر داشتند، به عضويت رسمي دانشگاه درآمد.)

وقتی اشک های کرباسچی را دیدم، یاد خود كرباسچي افتادم که وقتی شهردار تهران بود به فقرا اعتراض می کرد که «چرا از تهران بیرون نمی روید، تهران جای فقرا نیست!!»

وقتي اشك‌هاي كرباسچي را ديدم، ياد سردار نقدي افتادم كه مي‌گفت :«در پرونده شهرداري تهران، حداقل 100 ميليارد تومان از اموال بيت‌المال به تاراج رفته است»

سرتان را درد نیاورم، وقتي اشك های كرباسچي را ديدم، یاد گردن های کلفت و شکم های گنده کارگزارانی ها افتادم که در مرام و مسلکشان اصلا و ابدا جایی برای فقرا و مستضعفان وجود نداشت، خدا را شکر همه آنها امروز از لج احمدی نژاد، نگران فقرا، محرومان و مستضعفان شده اند!

+ نوشته شده توسط علیرضا چخماقی در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388 و ساعت 7:1 |