تبليغاتX
آق مهندس

آمریکا چقدر خوبه !...

از قرار معلوم و آن طور که از  ظواهر امر بر می آید ، کارگردانان مشهور بین المللی و دستیاران داخلی آن ها که دو فیلم قبلی شان ،   یعنی « بیا آب رو گل آلود کنیم » با موضوع انتخابات  و « جونم فدای اسراییل » با سوژه ی  روز قدس ، علیرغم هزینه های هنگفت و تبلیغات وسیع جهانی درنمایش عمومی با شکست فاحشی روبرو شده است ، به امید جبران ناکامی های قبلی ، قصد دارند سومین قسمت این دنباله دار کمدی را روانه اکران کنند .

فیلمی با عنوان « آمریکا چقدر خوبه !... » که همانند دو اثر قبلی، ترکیبی است از سینما و تآتر و شرکت های چند ملیتی برای ساختن آن سرمایه گذاری زیادی کرده اند  .

بنا به اخبار و شایعات منتشره ، بازیگران اصلی « آمریکا چقدر خوبه !... » اگر چه همان سه چهره قبلی هستند  و تنها بعضی از بازیگران درجه دو و سه فیلم ، یا از بازی کنار گذاشته شده و یا خود از بازی در قسمت سوم فیلم  انصراف داده اند ، مشکل اصلی تهیه کنندگان فیلم اما به کمبود سیاهی لشگرها بر می گردد که با وجود همه ی  تلاش های صورت گرفته و حتی پرداخت دستمزد های کلان ، دیگر رغبتی برای بازی در این مجموعه فیلم ها از خود نشان نمی دهند ... تا جایی که صحنه پردازان و عوامل فنی و هنری فیلم ناگزیرند تعداد اندک سیاهی لشگرها  را با استفاده از جلوه های ویژه ی سینمایی ، چندین و چند برابر نشان دهند .

و سرانجام آخرین خبر در باره ی فیلم « آمریکا چقدر خوبه !... » اینکه بر سر این موضوع که آیا این مجموعه آثار  در ژانر کمدی قرار می گیرند یا نه ، بین سازندگان آن ها و منتقدان هنری اختلاف نظر شدید وجود دارد .

تهیه کنندگان و کارگردانان این مجموعه فیلم ها ، به جد معتقدند که کارشان در ژانر سیاسی – اجتماعی

 می گنجد  در حالی که گروهی از منتقدین سینمایی و تآتری ، این آثار را در نوع و قالب کمدی محض موردارزیابی قرار می دهند ...

 در این میان اما تماشاگران ، بی توجه به اختلاف نظر فیلمسازان و ناقدان سینمایی ، بی صبرانه منتظر دیدن یک فیلم  صد در صد کمدی و مفرح با مضمون سیاسی هستند که بنا به پیش بینی ، انتظار می رود آن ها را از خنده روده بر کند ...

+ نوشته شده توسط یک مهندس در سه شنبه دوازدهم آبان 1388 و ساعت 4:50 |
 

* سروده ی تازه ای از  « علیرضا قزوه »  که  اهل « شعر » است و مهم تر از آن ، « شعور » ... 

و بالاتر از این ها ، درد آشنا و اهل معرفت و بازهم بالاتر و والاتر از هر چیز ،  بیدار  و بیدار دل ... 

خدایش در بیدار کردن خفتگان غفلت نیز ، توفیق دهد .... 

 آخر نماز جمعه نخواندند و شب رسيد

جـوحی بـه حـج واجـب ، ماه رجـب رسید

هــمــراه شــیخـنـا که به درک رطب رسید


می خواست تا شـراب طهــوری دهـد به ما

جوشـيــد آنقـــدر كـه ، بـه آب عـنـب رسيد


صبـحی به منبر آمد و فرمـــود باک نيست

گر واجبـــات رفت ، به مـــا مستحب رسيد


از نو صــــــلا زدند كـه مـــا را وجب كننــد

از رای ها به شيخ ،همـــان يک وجب رسيد


مشت و  وجب ، برای هـمـين آفـــريــده شد

بی آنــكه انتخـــاب شــود ، منتــخب رسيد !


جمعــی وضـــو نكــــرده دويدند در صـفـوف

آخـر نمـــاز جمعـــــــه نخواندند و شب رسيد


صفيـن و نهــروان و جمـل ، نوش جانشان

اين كوفيان كه مهر علی شان به سب رسيد


هـر كس كه دم زد ازادب ، مرد حـرف بود

هر كس كه فحش داد ، به فيـض ادب رسيد


بعد از سه ماه شعبده رنگ و ننگ و زنگ

آيينه شكســتـه شـــــان ، از حـلـــب رسيد


شكر خـــدا كه عابـــد و زاهــد ، به هم شدند

اين از جلـــو در آمـــد و آن ، از عقب رسيد


دنبـــــال كـــــرسی اند بر اين سنـگ آســـيـا

دنـــدان كــرم خـورده شان ، تا عصب رسيد


با غـرب و شرق ، مسخره بازان يكی شدند

نوبت بـه ريشخـنـــد ســــــران عــرب رسيد


گـــوسـاله های سامـــــــری از طـــور آمدند

با سـبــز اشتـــری كه بر آن ، بولهـب رسيد


چيزی نبود حاصل شان ، از هجــــوم وهـم

جـز مشت ريسمان ، كه به كام حطب رسيد


خامـــوشی ام مبين ، كه در اين آتش نفـــاق

 روحم به چشـــم آمـــد و جانـم به لب رسيد .

آبان ماه 1388


+ نوشته شده توسط یک مهندس در پنجشنبه هفتم آبان 1388 و ساعت 3:29 |