تبليغاتX
آق مهندس

۵ - *  سه علیه یک

شاید اون شب اولی که احمدی نژاد در مناظره ی تلویزیونی خود گفت من در برابر یک نفر قرار نگرفته ام

بلکه در برابر سه نفر ( سه نامزد انتخاباتی ) و عوامل پشت سر ایشان قرار دارم ،  بودند بعضی ها که

 این حرف را زیاد جدی نگرفتند یا به عمق آن پی نبردند ،  اما هر روز که گذشت با پخش مناظره ها و

برنامه های تبلیغاتی نامزد ها  ،  بیشتر و بیشتر معلوم شد که قضیه از چه قرار است و این پیوند

سه علیه یک چرا به وجود آمده و از کجا آب می خورد ؟....

آخرین نمونه اش ( مثلا ) مناظره ی یک شنبه شب ( 17 / 3 / 1388 ) آقایان کروبی و موسوی بود ...

اینکه گفتم ( مثلا ) مناظره  !... برای این بود که هر یک از این دو بزرگوار چهل وپنج دقیقه وقت خود را

 به طور تقریبی این  چنین تقسیم کردند :

* پنج دقیقه تعریف از همدیگر

* سی و پنج دقیقه حمله به آقای احمدی نژاد

* پنج دقیقه هم به بهانه ی اعلام برنامه  ،  حمله به نظام و انقلاب اسلامی .

* نکات جالب ( مثلا ) مناظره ی کروبی -  موسوی :

۱-  رو خوانی مطلبی که دور و بری ها  برای آقای کروبی  نوشته بودند و او در خواندن   بعضی  کلمات

 و عبارات  ، آن  گیر می کرد .... ( باز هم دلم برای آقای کروبی سوخت ... )

۲ - عصبانیت شدید و بر افروختگی و پرخاش بی ادبانه ی  آقای موسوی  به مجری برنامه  و  صدا و سیما

 و توهین به  آقای احمدی نژاد و طبعا عموم طرفداران ایشان   آقای موسوی در برابر یاد آوری منطقی مجری

برنامه مبنی بر اینکه بر اساس قانون مناظره ،  در صورت امکان از برنامه های خودتان بگویید و

 به نامزدهای غایب نپردازید  و اگر می پردازید ،  توجه داشته باشید که برای نامزد غایب حق پاسخ گویی

 در نظر گرفته می شود ....

*** برای مطالعه ی مطالب مرتبط با این موضوع ،

 لطفا  روی ( ادامه مطلب ) در قسمت پایین کلیک کنید .


۶ - *  و این هم سروده ای جالب که به تقلید ازاشعار شاهنامه ی فردوسی در وصف مناظره ی

تاریخی میرحسین موسوی و احمدی نژاد سروده شده است ...   این شعر را جایی خواندم و

چون به نظرم جالب آمد ، حیف دیدم که دیگران از خواندن آن محروم باشند :

* 

چو میرموسوی دید محمود چه کرد
چگونه بُوَد انتخاب و نبرد

به پیش پدر شد بپرسید از اوی
که با من تو اکبر شاها بگوی!

چرا دور قبل مانعم گشته‌ای
کنون بایدت حامی موسوی

بگو! بر من ای شاه سازندگی
کجا جای گیرم به درماندگی

همی خواهم آورد بر او نبرد
بشورانم از بهر او زن، وَ مرد

همه شهر کشور پرآشوب کنم
همه اصل و آیین لگدکوب کنم

چه پوشم؟ کجا برفرازم درفش؟
درفشم همه سبزرنگ است نقش

من امروز، بند کمرگاه اوی
بگیرم کشانش بیارم به روی

بدو گفت اکبر: پسر! گوش‌دار
یک امروز با خویشتن هوش‌دار

که محمود در جنگ بسی زیرک است
اگر چه هنوز او یکی کودک است

سپاهش همه فکرت و هوش او
سلاحش همه کوش پر جوش او

که او بسته شمشیر با خود به روی
از آن گاه که بوده به ماکو و خوی

ازو خویشتن را نگه‌دار سخت
که مردی دلیرست و پیروز بخت

بدو میرحسین گفت: ای شاه من!
تو از من مشو نا امید این زمن

دومْ خردادی‌ها همه یار من
به نیرنگ و خدعه کنم انجمن

برانگیزم از این جوان‌های خام
جوان را نمایم به یک حرف رام

بریزند خیابان و ره سد کنند
به محمودِ احمد دهن بد کنند

*


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط یک مهندس در دوشنبه هجدهم خرداد 1388 و ساعت 3:0 |

۱ - *  حیف شد ! ...

میر حسین رو میگم ... ارزش و اعتباری داشت برای خودش ...

 اما حیف که سادگی کرد و با پیوند  با مجاهدین ( ! ) انقلاب اسلامی و مشارکتی ها

 و .... و بعدشم تبلیغاتی که یـه مـشـت سـرمــایــه دار نـو کـیـســـه و فــرزنـــدان

آقای هاشمی رفسنجانی  براش راه انداختن ، و حرفای بی ربطی که اینجا و اونجا

 در سخن رانی هاش زد ، و آخر سر هم ،  همین مناظره با احمدی نژاد  اعتبار

خودشو پیش اونایی که واقعا دوستش داشتن از دست داد ...

  جدا حیف شد !...


 ۲ - * یک دروغ دیگر  از هزاران دروغ مدعیان آزادی و ....

 ویژه نامه ی تبلیغاتی 32 صفحه ای « موج نو » که از طرف کمیته جوانان و دانشجویان ستاد

 انتخاباتی میرحسین موسوی در  شمارگان بسیار  بالا چاپ و توزیع شده است در صفحه ی هفتم

 خود در بخش مربوط به دانشجویان مطلبی آورده است با عنوان اخراج اساتید از دانشگاه !...

سوای اینکه این نوشته از پایه و مایه ی منطقی و مستدل برخوردار نیست و هدف آن فقط و فقط

 سیاه نمایی و مشوش کردن اذهان عمومی است که فعلا فرصتی برای پرداختن به آن وجود ندارد ،

 تنها به یک مورد ( به قول جوان ها تابـلـو ! ..) از این مطلب اشاره می شود که به زعم دروغ پــردازان

 غوغا سالار  ، از جمله اساتید اخراجی دکتر جلال الدین کزازی است ...

 منتهی چون از قدیم گفته اند دروغگو کم حافظه است ، اکنون به مطلبی از روزنامه « کلمه سبز »

 یعنی روزنامه ای که صاحب امتیاز و مدیرمسوول آن جناب میر حسین موسوی است  ، توجه فرمایید :

در صفحه ی 9 از شماره 13 کلمه سبز که در تاریخ سه شنبه  ۱۲ / 3 /  1388منتشر شده در مصاحبه ای

نسبتا مفصل با دکتر جلال الدین کزازی ، معلوم می شود که اخراجی در کار نبوده  و موضوع صرفا

 یک انصراف شخصی از تدریس و به عبارت دیگر بازنشستگی داوطلبانه بوده است .

 * این هم یک دروغ دیگر  از هزاران دروغ مدعیان آزادی و ....


۳ - * اشک تمساح

دلم برای آقای کروبی می سوزه !... بنده ی خدا چقدر دلش می خواد به مقام

ریاست جمهوری برسه و برای رسیدن به این آرزو چه تلاش ها که نمی کنه !...

اشتباه بزرگ آقای کروبی اینه که خودش نیست و یه گله گرگ مثل کرباسچی -

عباس عبدی - محمد علی ابطحی - احمد زید آبادی - محمد قوچانی - عطا ء الله

مهاجرانی و همسرش جمیله کدیور و ..... دور برش ریختن و اونو می چرخونن ...

در موضوع آقای کروبی از همه جالب تر اما ، اشک تمساحی بود که کرباسچی

برای مردم بیچاره ی ایران !! در فیلم مستند !! تبلیغاتی ایشان ریخت و موجبات

خنده و سرگرمی مردم رو فراهم کرد ، ضمن این که دیگر مشاور کروبی یعنی

سرکار خانم کدیور هم دسته گل جالب دیگری به آب داد و در گفتگو با بی بی سی

و سایر رسانه های ضـد ملی بیگـانه ، دار و دسته ی انگلیس ساخته ی

بهاییت رو به رسمیت شناخت و از حقوق حقه ی آنان دفاع کرد !!...

با توجه به همین چند نکته که تنها مشتی است نمونه ی خروار ، حالا کمترین

پرسش از جناب آقای کروبی که نمی تونه روزنامه ی « اعتماد ملی » خودشو

و مجله ی « ایران دخت » همسرشو اداره کنه ، اینه که چطور می خواد کشورو

اداره کنه ؟....


*** برای مطالعه ی مطالب مرتبط با این موضوع ،

 لطفا  روی ( ادامه مطلب ) در قسمت پایین کلیک کنید .


۴ - * بازی ناشیانه

و اما بشنوید و بخوانید نکته ی دیگری از روزنامه ی « اندیشه نو » که این

روزها توسط حامیان مالی میر حسین موسوی اجاره شده تا برای ایشان تبلیغ

کند ، در صفحه ی اول شماره ی ۹۰۴ این روزنامه به تاریخ سه شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۸۸

آقای رضا کیانیان آسمان و ریسمان را به هم بافته اند تا ثابت کنند اوضاع بسیار

بسیار بدی بر فرهنگ ما حاکم است و وزارت ارشاد اسلامی روزگار اهل فرهنگ

و هنر را تا بدان جا سیاه کرده است که ترکیب « روی هم رفته » را محرک به

حساب می آورد و هیچ نویسنده ای حق استفاده از این ترکیب را ندارد !!!

به راستی چه می شود گفت به آقای مهندس موسوی که چنین نشریه ای

برایش تبلیغ می کند و چه می توان گفت به آقای رضا کیانیان ؟...

فقط « روی هم رفته » می شود گفت :

آقای کیانیان ! ... درسته که شما بازیگرین و البته بازیگر ماهری هم هستین ، ولی

قبول کنین این دفعه نقش خودتون رو برای لجن مال کردن حقیقت ،خیلی ضعیف و

ناشیانه بازی کردین ...

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط یک مهندس در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388 و ساعت 7:1 |