تبليغاتX
نسیم بهاری

* درباره قتل ناجوانمردانه و مشكوك يك هموطن ( ندا آقا سلطان )

خبرگزاری فارس : انتشار و پخش گسترده فيلم و عكس‌هاي صحنه رقت‌انگيز جان دادن يك خانم جوان ايرانی در اينترنت و شبكه‌های خبری جهان، موج خبری بسيار پرحجمی عليه كشورمان در جهان ايجاد كرده است.

فيلم و عكس‌های دردناك جان دادن اين خانم جوان بلافاصله پس از رخ دادن اين قتل مشكوك در اينترنت پخش شـد و پخش كننـدگان اين فيـلم، كشتـه ‌شـدن اين مـرحوم را در جـريـان اغتشاشات عـصـر شـنبـه (30 خردادماه) تهران و به دست نيروهای بسيجی عنوان كرده اند.

 اين درحالی است كه شنبه عصر در خيابان اميرآباد شمالی (محل اين قتل هولناك) هيچ درگيری خاصی رخ نداده و درگيری ‌های آن ساعت در خيابان آزادی در جريان بوده است.

 علاوه بر اين هم نيروهای بسيجی و هم عوامل نيروی انتظامی در شهر، اساسا به سلاح گرم مجهز نيستند و در روزهاي آشوب، صرفا با كمك باتوم يا اسپری سعی در متفرق كردن اغتشاشگران می‌كردند.

با گذشت 3 روز از اين حادثه تلخ و تكان دهنده و تشكيل يك موج خبری گسترده عليه حيثيت ملی كشورمان، متاسفانه منابع خبری رسمی داخلی هيچ اطلاعات روشن و موثقی درباره ابعاد اين جنايت ارايه نكرده‌اند.

سكوت پليس و مراجع رسمی خبري كشورمان باعث شده قصه پردازی ‌هاي بی‌بی‌سی و تلويزيون های لس‌آنجلسی درباره هويت و نحوه كشته‌شدن فجيع اين مرحومه، منبع خبري رسانه‌های معتبر دنيا قرار گيرد به طوری كه تلويزيون های و خبرگزاری ‌های معتبر بين‌المللی در 72 ساعت گذشته در حاشيه كشته‌شدن اين خانم، اخباری كاملا سياه و يكطرفه عليه كشورمان پخش كرده‌اند.

سكوت خبری در داخل از ابعاد اين قتل مشكوك به حدی است كه در اينترنت اخبار متناقضی از هويت مقتول منتشر شده است و برخی شبكه هاي ماهواره ای با افرادی كه مدعی دوستی يا نسبت خانوادگی با اين مرحومه هستند، مصاحبه تلفنی انجام می دهند و جالب اينكه اخبار مدعيان دوستی و نسبت خانوادگی با اين مرحومه هركدام اطلاعات متناقضی از هويت وی به شبكه هاي ماهواره ای داده اند.

فيلم پخش شده در اينترنت از نحوه كشته ‌شدن اين خانم نيز به دلايل زير كاملا مشكوك است :

1 –
محل تيرخوردن، از محل آشوب‌های عصر شنبه 30خرداد بسيار دور بوده است .

2-
نيروهای انتظامی و بسيجی مستقر در تهران برای مقابله با آشوبگران، اصولا " سلاح گرم همراه ندارند .

3 –
بعد از بلند شدن صداي تير و اصابت گلوله به يك نفر در خيابان، معمولا اطرافيان بلافاصله به روي زمين دراز می‌كشند و سعی در نجات جان خود از اصابت تيرهای بعدي دارند اما در اين فيلم، بعد از تيرخوردن اين خانم جوان، چندين عكاس و فيلمبردار با خونسردی به فيلمبرداری مشغول هستند .

4 –
سوژه قتل طوری انتخاب شده كه تا حداكثر ممكن، افكار عمومی بسياري را تحت تاثير قرار دهد . خانم، جوان، خوش‌رو، دانشجو

4 –
فيلم و خبر كشته‌شدن اين مرحومه با آب و تاب از نحوه كشته ‌شدن و حتی اطلاعاتی از قاتلان بلافاصله در اينترنت پخش شده و هواداران مجاهدين خلق در اروپا و آمريكا بلافاصله با چاپ عكس‌های بزرگی از اين مرحومه، تظاهرات راه‌ انداخته اند و نيروهای امنيتی كشورمان را خشن و خونخوار معرفی می كنند .

5 –
فيلم تكان‌دهنده اين جنايت ، شنبه شب در اينترنت قرار گرفته و روز يكشنبه بسياری از كاربران اينترنتی و بينندگان ماهواره آنرا ديدند. زمان انتخاب شده براي پخش اين فيلم هم بسيار مشكوك است چرا كه از روز يكشنبه 31 خرداد با حضور موثر پليس و نيروهای بسيجی در ميادين و چهارراه‌های تهران ، آشوب‌ها فروكش كرد و سازمان دهندگان آشوب براي گرم‌نگه داشتن فضا، به شدت به يك «شوك روانی» برای تهييج مجدد معترضان نياز داشته‌اند .

مجموعا با توجه به سوء استفاده پر سر و صدای شبكه‌های ماهواره‌ای و رسانه های غربی از فيلم قتل ناجوانمردانه اين هموطن، انتظار می‌رود مسوولان انتظامی اولا واقعيت‌های اين حادثه نفرت‌انگيز را كاملا شفاف و روشن براي افكار عمومی داخل (و تا حد امكان خارج) تشريح كنند و ثانيا در اسرع وقت عاملان اين جنايت فجيع را دستگير و به دست قانون و عدالت بسپارند .

منبع : مركز اسناد انقلاب اسلامی

+ نوشته شده توسط علیرضا چخماقی در شنبه ششم تیر 1388 و ساعت 3:56 |

 بدل هخا به بازار اومد !...

هخا رو یادتون میاد ؟... همون دلقکی که توی تلویزیون های اونور آب

می نشست و به هواداراش !! فرمان می داد که مثلا فردا همه تون پیرهن

 سفید یا آبی یا صورتی بپوشین و یا روز جمعه همه تون برین گردش

و پیک نیک و به این وسیله مخالفت خودتونو  با رژیم به نمایش بذارین ....

خب !... اگه یادتون اومد  ، حالا بشنوید از نسخه ی بدلی هخا یعنی

 جناب مهندس  که روی دست پیشکسوت خود بلند شده و پس از اینکه

بوق زدن ها افاقه نکرده ، اعلام فرموده اند : امروز ( دو شنبه اول تیر ماه )

از ساعت 5 تا 6 بعد از ظهر چراغ های اتومبیل هاتونو روشن و موافقت

خودتونو با من نشون بدین ....

بابا تو دیگه کی هستی مهندس ؟ !....

این همه  فهم و شعور و نبوغ و ابتکارو از کجا آوردی ؟..

واقعا حیف شد که  ملت رای کافی برای ریاست جمهوری بهت ندادن

 تا ایران رو  سراسر چراغانی کنی و دسته گل ها تو ، به سبزه بیارایی !!...

* یه پیشنهاد به مهندس !....

دفعه ی بعد اعلام بفرمایید دوستان و آشنایان که به هم می رسند ،

به هم دیگه سلام کنند  و  به این وسیله حمایت خودشونو از جنابعالی

به منصه ی ظهور برسونند .

+ نوشته شده توسط علیرضا چخماقی در دوشنبه یکم تیر 1388 و ساعت 7:1 |

* پیروزی قاطع احمدی نژاد و ملت ایران 

  در برابر باند های مافیایی ثروت و قدرت

 و جبهه ی متحد هوچیگری و مظلوم نمایی

بر حق خواهان مسلمان  و عدالت طلبان  آزاده 

  مبارک !...

+ نوشته شده توسط علیرضا چخماقی در شنبه بیست و سوم خرداد 1388 و ساعت 4:10 |

۵ - *  سه علیه یک

شاید اون شب اولی که احمدی نژاد در مناظره ی تلویزیونی خود گفت من در برابر یک نفر قرار نگرفته ام

بلکه در برابر سه نفر ( سه نامزد انتخاباتی ) و عوامل پشت سر ایشان قرار دارم ،  بودند بعضی ها که

 این حرف را زیاد جدی نگرفتند یا به عمق آن پی نبردند ،  اما هر روز که گذشت با پخش مناظره ها و

برنامه های تبلیغاتی نامزد ها  ،  بیشتر و بیشتر معلوم شد که قضیه از چه قرار است و این پیوند

سه علیه یک چرا به وجود آمده و از کجا آب می خورد ؟....

آخرین نمونه اش ( مثلا ) مناظره ی یک شنبه شب ( 17 / 3 / 1388 ) آقایان کروبی و موسوی بود ...

اینکه گفتم ( مثلا ) مناظره  !... برای این بود که هر یک از این دو بزرگوار چهل وپنج دقیقه وقت خود را

 به طور تقریبی این  چنین تقسیم کردند :

* پنج دقیقه تعریف از همدیگر

* سی و پنج دقیقه حمله به آقای احمدی نژاد

* پنج دقیقه هم به بهانه ی اعلام برنامه  ،  حمله به نظام و انقلاب اسلامی .

* نکات جالب ( مثلا ) مناظره ی کروبی -  موسوی :

۱-  رو خوانی مطلبی که دور و بری ها  برای آقای کروبی  نوشته بودند و او در خواندن   بعضی  کلمات

 و عبارات  ، آن  گیر می کرد .... ( باز هم دلم برای آقای کروبی سوخت ... )

۲ - عصبانیت شدید و بر افروختگی و پرخاش بی ادبانه ی  آقای موسوی  به مجری برنامه  و  صدا و سیما

 و توهین به  آقای احمدی نژاد و طبعا عموم طرفداران ایشان   آقای موسوی در برابر یاد آوری منطقی مجری

برنامه مبنی بر اینکه بر اساس قانون مناظره ،  در صورت امکان از برنامه های خودتان بگویید و

 به نامزدهای غایب نپردازید  و اگر می پردازید ،  توجه داشته باشید که برای نامزد غایب حق پاسخ گویی

 در نظر گرفته می شود ....

*** برای مطالعه ی مطالب مرتبط با این موضوع ،

 لطفا  روی ( ادامه مطلب ) در قسمت پایین کلیک کنید .


۶ - *  و این هم سروده ای جالب که به تقلید ازاشعار شاهنامه ی فردوسی در وصف مناظره ی

تاریخی میرحسین موسوی و احمدی نژاد سروده شده است ...   این شعر را جایی خواندم و

چون به نظرم جالب آمد ، حیف دیدم که دیگران از خواندن آن محروم باشند :

* 

چو میرموسوی دید محمود چه کرد
چگونه بُوَد انتخاب و نبرد

به پیش پدر شد بپرسید از اوی
که با من تو اکبر شاها بگوی!

چرا دور قبل مانعم گشته‌ای
کنون بایدت حامی موسوی

بگو! بر من ای شاه سازندگی
کجا جای گیرم به درماندگی

همی خواهم آورد بر او نبرد
بشورانم از بهر او زن، وَ مرد

همه شهر کشور پرآشوب کنم
همه اصل و آیین لگدکوب کنم

چه پوشم؟ کجا برفرازم درفش؟
درفشم همه سبزرنگ است نقش

من امروز، بند کمرگاه اوی
بگیرم کشانش بیارم به روی

بدو گفت اکبر: پسر! گوش‌دار
یک امروز با خویشتن هوش‌دار

که محمود در جنگ بسی زیرک است
اگر چه هنوز او یکی کودک است

سپاهش همه فکرت و هوش او
سلاحش همه کوش پر جوش او

که او بسته شمشیر با خود به روی
از آن گاه که بوده به ماکو و خوی

ازو خویشتن را نگه‌دار سخت
که مردی دلیرست و پیروز بخت

بدو میرحسین گفت: ای شاه من!
تو از من مشو نا امید این زمن

دومْ خردادی‌ها همه یار من
به نیرنگ و خدعه کنم انجمن

برانگیزم از این جوان‌های خام
جوان را نمایم به یک حرف رام

بریزند خیابان و ره سد کنند
به محمودِ احمد دهن بد کنند

*


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیرضا چخماقی در دوشنبه هجدهم خرداد 1388 و ساعت 3:0 |

۱ - *  حیف شد ! ...

میر حسین رو میگم ... ارزش و اعتباری داشت برای خودش ...

 اما حیف که سادگی کرد و با پیوند  با مجاهدین ( ! ) انقلاب اسلامی و مشارکتی ها

 و .... و بعدشم تبلیغاتی که یـه مـشـت سـرمــایــه دار نـو کـیـســـه و فــرزنـــدان

آقای هاشمی رفسنجانی  براش راه انداختن ، و حرفای بی ربطی که اینجا و اونجا

 در سخن رانی هاش زد ، و آخر سر هم ،  همین مناظره با احمدی نژاد  اعتبار

خودشو پیش اونایی که واقعا دوستش داشتن از دست داد ...

  جدا حیف شد !...


 ۲ - * یک دروغ دیگر  از هزاران دروغ مدعیان آزادی و ....

 ویژه نامه ی تبلیغاتی 32 صفحه ای « موج نو » که از طرف کمیته جوانان و دانشجویان ستاد

 انتخاباتی میرحسین موسوی در  شمارگان بسیار  بالا چاپ و توزیع شده است در صفحه ی هفتم

 خود در بخش مربوط به دانشجویان مطلبی آورده است با عنوان اخراج اساتید از دانشگاه !...

سوای اینکه این نوشته از پایه و مایه ی منطقی و مستدل برخوردار نیست و هدف آن فقط و فقط

 سیاه نمایی و مشوش کردن اذهان عمومی است که فعلا فرصتی برای پرداختن به آن وجود ندارد ،

 تنها به یک مورد ( به قول جوان ها تابـلـو ! ..) از این مطلب اشاره می شود که به زعم دروغ پــردازان

 غوغا سالار  ، از جمله اساتید اخراجی دکتر جلال الدین کزازی است ...

 منتهی چون از قدیم گفته اند دروغگو کم حافظه است ، اکنون به مطلبی از روزنامه « کلمه سبز »

 یعنی روزنامه ای که صاحب امتیاز و مدیرمسوول آن جناب میر حسین موسوی است  ، توجه فرمایید :

در صفحه ی 9 از شماره 13 کلمه سبز که در تاریخ سه شنبه  ۱۲ / 3 /  1388منتشر شده در مصاحبه ای

نسبتا مفصل با دکتر جلال الدین کزازی ، معلوم می شود که اخراجی در کار نبوده  و موضوع صرفا

 یک انصراف شخصی از تدریس و به عبارت دیگر بازنشستگی داوطلبانه بوده است .

 * این هم یک دروغ دیگر  از هزاران دروغ مدعیان آزادی و ....


۳ - * اشک تمساح

دلم برای آقای کروبی می سوزه !... بنده ی خدا چقدر دلش می خواد به مقام

ریاست جمهوری برسه و برای رسیدن به این آرزو چه تلاش ها که نمی کنه !...

اشتباه بزرگ آقای کروبی اینه که خودش نیست و یه گله گرگ مثل کرباسچی -

عباس عبدی - محمد علی ابطحی - احمد زید آبادی - محمد قوچانی - عطا ء الله

مهاجرانی و همسرش جمیله کدیور و ..... دور برش ریختن و اونو می چرخونن ...

در موضوع آقای کروبی از همه جالب تر اما ، اشک تمساحی بود که کرباسچی

برای مردم بیچاره ی ایران !! در فیلم مستند !! تبلیغاتی ایشان ریخت و موجبات

خنده و سرگرمی مردم رو فراهم کرد ، ضمن این که دیگر مشاور کروبی یعنی

سرکار خانم کدیور هم دسته گل جالب دیگری به آب داد و در گفتگو با بی بی سی

و سایر رسانه های ضـد ملی بیگـانه ، دار و دسته ی انگلیس ساخته ی

بهاییت رو به رسمیت شناخت و از حقوق حقه ی آنان دفاع کرد !!...

با توجه به همین چند نکته که تنها مشتی است نمونه ی خروار ، حالا کمترین

پرسش از جناب آقای کروبی که نمی تونه روزنامه ی « اعتماد ملی » خودشو

و مجله ی « ایران دخت » همسرشو اداره کنه ، اینه که چطور می خواد کشورو

اداره کنه ؟....


*** برای مطالعه ی مطالب مرتبط با این موضوع ،

 لطفا  روی ( ادامه مطلب ) در قسمت پایین کلیک کنید .


۴ - * بازی ناشیانه

و اما بشنوید و بخوانید نکته ی دیگری از روزنامه ی « اندیشه نو » که این

روزها توسط حامیان مالی میر حسین موسوی اجاره شده تا برای ایشان تبلیغ

کند ، در صفحه ی اول شماره ی ۹۰۴ این روزنامه به تاریخ سه شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۸۸

آقای رضا کیانیان آسمان و ریسمان را به هم بافته اند تا ثابت کنند اوضاع بسیار

بسیار بدی بر فرهنگ ما حاکم است و وزارت ارشاد اسلامی روزگار اهل فرهنگ

و هنر را تا بدان جا سیاه کرده است که ترکیب « روی هم رفته » را محرک به

حساب می آورد و هیچ نویسنده ای حق استفاده از این ترکیب را ندارد !!!

به راستی چه می شود گفت به آقای مهندس موسوی که چنین نشریه ای

برایش تبلیغ می کند و چه می توان گفت به آقای رضا کیانیان ؟...

فقط « روی هم رفته » می شود گفت :

آقای کیانیان ! ... درسته که شما بازیگرین و البته بازیگر ماهری هم هستین ، ولی

قبول کنین این دفعه نقش خودتون رو برای لجن مال کردن حقیقت ،خیلی ضعیف و

ناشیانه بازی کردین ...

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیرضا چخماقی در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388 و ساعت 7:1 |

 

بهار و نوروز بر همه ی خوبان مبارک

+ نوشته شده توسط علیرضا چخماقی در شنبه یکم فروردین 1388 و ساعت 7:24 |
 

 * تصویری زیبا از  مزار شریف  از شهرهای معروف و قدیمی  کشور افغانستان ...

 

+ نوشته شده توسط علیرضا چخماقی در جمعه دوم اسفند 1387 و ساعت 4:12 |

برای غزه ی مقاوم و سرفراز

سر سبز تر از همیشه ...

===============

برای قطع درخت آمده بودند

مثل همیشه !...

با دلی پر کین

سری  بی اندیشه

این بار با تیزترین تبرها

با هزاران تیشه

*

از جوانه ها آغاز کردند

تا برسد نوبت ریشه

در پایان اما ...

 خود زخم خوردند

و کاری از پیش نبردند

درخت ایستاد
 
ستبر و استوار

بارور شد از باورهای آسمانی

و بر سر هر شاخ آن

در جای هرجوانه

رویید دو صد جوانه

دست در دست ریشه

و درخت ماند بر جا

تنومند و پا بر جا

سر سبز تر از همیشه !...

*

 علیرضا چخماقی - بهمن ۱۳۸۷

+ نوشته شده توسط علیرضا چخماقی در جمعه هجدهم بهمن 1387 و ساعت 20:58 |

 یــا شــــــــــــــا ســــــیـن  ا رد وغـــــــــــا ن  !

 زنده باد اردوغان !

مجادله اردوغان با پرز

اردوغان ، نخست وزير تركيه روز پنجشنبه (۱۰ / ۱۱ / ۱۳۸۷ ) خطاب به شيمون پرز، رئيس جمهور رژيم اسرائيل گفت : پاي كشتار كه وسط بيايد، شما خوب بلديد بكشيد. من خوب مي‌دانم كه شما در سواحل چطور بچه‌ها را هدف مي‌گيريد و مي‌كشيد.من كساني را هم كه براي چنين ظلمي كف مي‌زنند تقبيح مي‌كنم، زيرا فكر مي‌كنم، تشويق اين قاتلين كودكان، و اين قاتلين انسان‌ها ،خود نوعي جنايت عليه بشريت است.

در حاشيه اجلاس داووس، نشستي با حضور رجب طيب اردوغان، شيمون پرز، بان كي مون و عمرو موسي ، با موضوع غزه برگزار شد.

در اين نشست ، نخست وزير تركيه 12 دقيقه پيرامون آن چه در غزه گذشت و تحركات سياسي تركيه براي توقف جنگ و كارشكني هاي رژيم صهيونيستي در اين مسير صحبت كرد.سخنان او با آرامش و همراه با رعايت آداب بود.

پس از وي،شيمون پرز در مقام پاسخگويي به سخنان اردوغان، 25 دقيقه با صدايي بلند و حركات فيزيكي خشم آلود و آكنده از تكبري آشكار ، خطاب به نخست وزير تركيه سخن گفت و از عملكرد ارتش صهيونيستي در غزه شديدا دفاع كرده و سياست هاي تركيه را در قبال اين جنايت ضد بشري تخطئه كرد.

با پايان يافتن سخنان «پرز» ، اردوغان،نخست وزير تركيه كه در تمام مدت سخنراني او مشغول نت برداري بود با اصرار از مدير نشست خواست كه به او وقت صحبت بدهد. وي در بخش دوم سخنان خود گفت:

جناب پرز! شما از من مسن‌تر هستي، صدايت هم خيلي بالا مي‌رود. معتقدم كه اين طور بالا رفتن صداي شما ريشه در يك احساس رواني گناه دارد اما مطمئن باش كه صداي من اين طور بالا نخواهد رفت.
پاي كشتار كه وسط بيايد، شما خوب بلديد بكشيد. من خوب مي‌دانم كه شما در سواحل چطور بچه‌ها را هدف مي‌گيريد و مي‌كشيد. در سرزمين‌شما دو نخست وزير پيشين بودند كه حرف‌هايي دارند كه براي من مهم است. شما نخست وزيراني داشتيد كه مي‌گفتند: «وقتي بر روي تانك وارد سرزمين‌هاي فلسطين مي‌شود، در خود احساس لذت مي‌كنم». شما با من با ارقام صحبت كرديد، من هم حاضرم نام اين افراد را ببرم، شايد در ميان شما كسي كنجكاو باشد كه بداند. من كساني را هم كه براي چنين ظلمي كف مي‌زنند تقبيح مي‌كنم، زيرا فكر مي‌كنم، تشويق اين قاتلين كودكان، و اين قاتلين انسان‌ها، خود نوعي جنايت عليه بشريت است. توجه كنيد. در اين جا نمي‌توانيم از يك حقيقت صرف نظر كنيم. من در يادداشت‌هايم [از سخنان آقاي پرز] خيلي نكته برداري كردم اما در اين جا فرصت پاسخ‌گويي به همه آن موارد را ندارم در اين جا من فقط دو مطلب را به شما عرض خواهم كرد.
(
در اين هنگام مدير نشست با عبارات و حركات دست سعي مي‌كند مانع از سخنان اردوغان شود)

-
اردوغان دوبار دست مجري را پس زده و مي‌گويد: «اجازه بدهيد و صحبتم را قطع نكنيد»:

اول اين كه [در ده فرمان ] تورات در بند ششم آمده است كه: «نبايد دست به قتل بزنيد» اما در اينجا [فلسطين] كشتار مي‌شود.

اما دوم؛ توجه كنيد كه اين هم خيلي شنيدني است «گيلعاد آتزمون» مي‌گويد: «بربريت و توحش اسرائيل، بسيار فراتر از هرگونه ظلمي است»، در كنار اين مطلب، «آوي شالوم» پرفسور «روابط بين‌الملل» از دانشگاه آكسفورد كه در روزنامه انگليسي «گاردين» اين را گفته است: «اسرائيل به يك دولت راهزن تبديل شده است»

(
در تمام مدت ايراد نكته دوم، مدير جلسه با حركات مستقيم فيزيكي و حتي زدن دست روي شانه اردوغان، سعي در پايان دادن به سخنان او دارد. در اين مرحله «اردوغان»از فرط غضب بر افروخته شده و بدون اين كه حتي به مدير جلسه نگاه كند، دست او را پس زده و اين گونه به سخنان خود پايان داد:

-
از تو هم خيلي متشكرم!! از تو هم بسيار متشكرم!! براي من از اين لحظه به بعد، «داووس» پايان يافته است. ديگر در اجلاس «داووس» حضور نخواهم يافت. شما اجازه صحبت نمي‌دهيد. (اردوغان با دست به «پرز» اشاره كرده) 25 دقيقه صحبت كرد، (و با دست به خود اشاره مي‌كند) 12 دقيقه صحبت كرد. اين قابل قبول نيست.

(
اردوغان با برداشتن يادداشت خود، بدون اينكه به پرز و بان كي مون نگاه كند از جاي خود برخاست و جلسه را ترك كرد. در ميان مسير (عمر موسي) دبير كل اتحاديه عرب، برخاسته و با او به حالت تحسين برانگيزي مصافحه نمود.
اردوغان به هنگام ورود به فرودگاه استانبول مورد استقبال گرم و پرشور بيش از پنج هزار نفر قرار گرفت كه پرچم‌هاي تركيه و فلسطين دردست داشتند. اين افراد در بيرون از فرودگاه، پارچه‌هايي در دست داشتند كه نوشته‌هاي آن‌ها از تشويق و تحسين اقدام وي در دفاع از فلسطينيان حكايت داشت. بر روي يكي از اين پارچه‌ها نوشته شده بود: "فاتح داووس".

شبكه خبري سي.ان.ان آمريكا گزارش داد كه اتوبوس‌هاي بيشتري براي انتقال كساني كه مي‌خواهند از اردوغان استقبال كنند آماده شده بودند.

نخست وزير تركيه در اظهارنظري كوتاه در فرودگاه عنوان داشت كه به وي توهين شده است.

وي اضافه كرد كه پرز پيش از ترك داووس با وي تماس گرفته و ابراز تاسف كرده است. اردوغان گفت: وظيفه من حمايت از غرور مردم تركيه است.

 

+ نوشته شده توسط علیرضا چخماقی در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 و ساعت 2:28 |
        
     يوسف اسلام ترانه خود را به قربانيان غزه تقديم كرد .
يوسف اسلام، خواننده مسلمان انگليسى ترانه اى را به قربانيان فاجعه غزه تقديم و عوايد حاصل از فروش و پخش آن را وقف كمك به كودكان غزه كرده است.
به گزارش « ايران » به نقل از آسوشيتدپرس، سازمان ملل اعلام كرد اين خواننده و موسيقيدان معروف انگليسى اجراى تازه اى از يكى از ترانه هاى معروف جورج هرميسون را با همكارى نوازنده باس آلمانى « كلاوس ودرمن » ضبط كرده است و تصميم دارد تمام عوايد حاصل از فروش آن را در اختيار مؤسسه خيريه « كودكان را نجات دهيد » و « آژانس آوارگان فلسطينى » سازمان ملل قرار دهد تا وقف كمك به مردم غزه بخصوص كودكان مظلوم اين منطقه شود.
يوسف اسلام كه تا پيش از گرويدن به دين مقدس اسلام با نام « كت استيونز » معروف بود در وب سايت خود نوشته است كه « اميدوار است اين ترانه مردم را به ياد ميراث عشق، صلح و سعادتى بيندازد كه همه مى توانند با نگاه به جنگ هاى بيهوده بشر و تبعيض ها بين خود تقسيم كنند و باعث شود شيوه هاى حماقت آميزمان را عوض كنيم. »
 برپايه اين گزارش آژانس آوارگان فلسطينى سازمان ملل خاطر نشان ساخت كه عوايد حاصل از فروش اين ترانه به ادامه روند فعاليت هاى خيرخواهانه و حيات بخش آنان در منطقه نوار غزه كمك خواهد كرد.
 
سخنگوى اين آژانس اعلام كرده است: « ما با اين كار خير انجام گرفته اميدواريم پيام اميدوارى را به گوش مخاطبان تازه در زمانه اى كه غزه شديداً به كمك احتياج دارد برسانيم. »
 گفتنى است يوسف اسلام با داشتن ترانه هايى همچون « قطار صلح » و « دنياى وحشى » جزو خوانندگان موفق مسلمان در جهان غرب است كه آلبوم هايش تاكنون بيش از ۶۰ ميليون نسخه فروش داشته اند.
جديدترين آلبوم او با نام « فنجانى ديگر » در سال ۲۰۰۶ به بازار آمد.
+ نوشته شده توسط علیرضا چخماقی در جمعه یازدهم بهمن 1387 و ساعت 11:22 |