وبلاگتون بنزین تموم کرد جیگر این وبلاگ دیگه مال تو نیست مال مهندسه
اگه خواستی پسش بگیری برو به ادامه مطلب اگه رمز خواست رمز قبلیتو بده
ادامه مطلب
وبلاگتون بنزین تموم کرد جیگر این وبلاگ دیگه مال تو نیست مال مهندسه
اگه خواستی پسش بگیری برو به ادامه مطلب اگه رمز خواست رمز قبلیتو بده
آ ق مـهـنــد س !....
ســـلام ! حالت چطوره آق مهنــدس
شـنـیـدم که طــــلا را می کـنی مـس
شنیــدم همچنیـن از بعـــد بیست سال
زبـان بازکــرده ای آن هم به جنجال
ز بس هستی تـو چـیــز و هم فـنـــاور
عـلف در چشم تو ست نخـلی تـنـــاور
بــرای کسب قــدرت ، منصب و میـز
ز هـر چیزی تو چیزی می کنی چیز
شـنیــدم آفـــرین گـــو یـان کـــو یت
نمـی آینـد دگــــر چنــــدان به ســویت
فــــرو افـتـــاده ای در چـــــاه و یـلی
کـه مجنونش فـتـــاد از عشـــــق لیلـی
ولی مجنــون کجــــا و عشـــــق پاکش
که صــد چـون تــو نیـرزد ذره خاکش
شنیــدم در هـــوای شهـــرت و نـــــام
بیـفـتـــاد طبــــل رســوایـیـت از بــام
و خـود افتـــاده ای در قـعـــر چــاهی
کــــزان دیگـــر نـــداری هیــچ راهی
از آن روزی که پشت کردی بــه ملت
بـیـفــتـادی بـــه ســــر در چـــاه ذلـت
جــــــدا شـــد راه تـــو از راه مــردم
و غرق گشـتـی به دریــای تــو هــم
کنـون دیگــر رسیــدی خـــط پـایـــان
نـقــاب افکـنــده ، رخ کــردی نمایـان
کـریه المـنظـر و بـد سـیـرت و پسـت
مـنافـق پــیشـه ای با خصم هـمـدسـت .
علیرضا چخماقی
گفت وگــوی 2 مـــرد بـاحجــا ب !
نقل از ستون روزخند روزنامه وطن امروز : سه شنبه ۲۴ / ۹ / ۱۳۸۸
نوشته ی حسین قدیانی
دیروز حوالی غروب 2 فروند از عناصر نهضت مردان باحجاب (هواداران جدید فرقه موسوی) با یکدیگر دقایقی اختلاط کردند که نظر به اهمیت موضوع ، مشروح این مصاحبه که میان كامبيز و اشكان صورت پذیرفته در زیر میآید .
كامبيز: رژ لب داری؟
اشكان: دارم اما اکلیل داره ، میزنی؟
كامبيز: نه، بهم نمییاد اشكان.
اشكان: به من بگو نيكيجون. ببینم، تو برای خودت اسم انتخاب کردی؟
كامبيز: آره اسم من هیلاریه اما کاندولیزا صدام میکنن.
اشكان: خط چشمم خوب شده؟
كامبيز: نه نيكي، اصلا به سیبیلات نمییاد. من چی؟
اشكان: ماتیکت خیلی رنگش خوبه. با مانتوتم سته!
كامبيز: نيكيجون، چرا دیروز تجمع نیومدی؟
اشكان: کاندولیزا! راستش یه مشکل داشتم.
كامبيز: یعنی چی نيكي؟
اشكان: مشکل داشتم دیگه.
كامبيز: ایش!
اشكان: توکار «پراید» بودم، میفهمی؟
كامبيز: آهان!
اشكان: موهاتو بکن تو، کاندولیزا.
كامبيز: تو سبیلاتو با چی میزنی؟
اشكان: قبلا با تیغ میزدم الان با کرم!
كامبيز: اپیلاسیون کنی بهتره!
اشكان: چیچی لاسیون گفتی، کاندولیزا؟!
كامبيز: ایش! با اپیلیدی، اپیلاسیون کن، اصلا درنمییاد!
اشكان: فردا، تجمع میای؟
كامبيز: نه، وقت آرایشگاه دارم. میخوام موهامو
مش کنم.
اشكان: فدات شم، کی بشه بری سونوگرافی.
كامبيز: تو طبیعی دوست داری یا سزارین؟
اشكان: ای بابا ! کو شوهر؟
كامبيز: تو مهریهات را چند تا سکه میاندازی؟
اشكان: تو به فکر مهریه ای ، من تو فکر جهیزیهام .
كامبيز: اتفاقاً یه خواستگار برام اومده، موقعیت خوبیه.
اشكان: جنبش سبزیه ؟
كامبيز: نه، طرفدار چيزه !... اُخ، روسریم افتاد !
اشكان: موها تو که پسرونه زدی !
كامبيز: چیه موی بلند ؛ هر روز باید بری حموم اِ ! امروز لاک نزدی؟
اشكان: نه بابا ! دیشب با «اَستون» پاک کردم . یه چیز بگم ناراحت نمیشی ؟
كامبيز: نه!
اشكان: با مانتو و روسری، شدی عینهو شیرین عبادی!
كامبيز: من اگر مثل تو دنبال بزک دوزک بودم، تا الان رفته بودم. من به فکر جنبش سبزم. خون من سبزه! سر همین جواب آزمایشم مثبت شد.
اشكان: وا! کدوم آزمایش؟!
كامبيز: با همون پسره که طرفدار چیز بود. اون خونش AB مثبت بود، من چون خونم سبز بود، دکترها گفتند اگر ازدواج کنیم بچه مون «سندروم داون» در می یاد !!
اشكان: خب دیگه، بریم تجمع .
كامبيز : امروز شعارا چیه ؟
اشكان : «ما زنیم، ما زنیم، ماتیک به لب میزنیم»
«برادر مانتویی، قهرمان من تویی»
«خطی که در چشم ماست ، ساخت دست آمریکاست»
«ماتیک زن واقعی، تاچر بود و هیلاری»
«چشای من نازداره، با اوباما رازداره»
«اپیلاسیون، اپوزیسیون، پیوندتان مبارک».
* بخش جدی موضوع را در قسمت ادامه ی مطلب بخوانید *
خــــــو ا نـــــــــد نــــی هـــــــــــا
به نقل از روزنامه کیهان سه شنبه ۲۴ آذر ۱۳۸۸
آيا روی پيشانی بنده و امثال بنده نوشته ابله!؟ (خبر ويژه)
يكي از عناصر اپوزيسيون مقيم آمريكا مي گويد جنبش سبز با دروغ هايي كه گفته به پايان راه رسيده است.
داريوش سجادي كه در روزگار اصلاحات با برخي نشريات اصلاح طلب همكاري داشته در گفت وگو با گويانيوز تصريح كرد: جنبش سبزي كه دغدغه صيانت از قانون اساسي و بازگشت به انقلاب را داشت، روزقدس تمام شد و تاريخ انقضاي آن به سر رسيد.
وي اظهار داشت: اين حركت توسط اغيار «هاي جك» شد و اكنون تماميت 30 سال گذشته را زيرسوال مي برد هرچند كه رهبران آن در بيان كجروي جنبش شرم حضور دارند اما بين آنها و بدنه كف خيابان يك ناسازگاري و ناهمدلي وجود دارد.
وي به تكرار حوادث سال هاي انقلاب در سال هاي اخير و بلند كردن تابلوهاي انحرافي اشاره كرد و گفت: سازمان مجاهدين خلق، چريك هاي فدايي خلق و حزب توده تا قبل از نماز عيد فطر قيطريه اساساً انقلاب را قبول نداشتند و مي گفتند اين يك حركت خرده بورژوازي كمپرادور است اما پس از آن از خانه هاي تيمي بيرون آمدند و پلاكاردهايي بالا بردند تا تظاهرات را مصادره كنند. اين همان شيطنتي بود كه سردفترتحكيم وحدت به عنوان يكي از نهادهاي انقلاب هم افتاد و كمونيست ها و ملي-مذهبي ها از نردبان آن بالا رفتند و تحكيم را از بين بردند و خودشان هم در نهايت به هيچ جا نرسيدند. من مشكلي ندارم كه يك سري از معترضان براي عياشي فلان ميدان را لبريز از شراب كنند و تا صبح در آن شنا كنند]!
سوگسروده ای از « م . عا بر دامغانی »
در رثای ســرد ا ر نـورعـلـی شـوشــــتـری
مسافری که پروازش گر چه تاخیر داشت ، اما ....
امــــا ســــرا نـجــــــا م رفـت و به مقصد رسید
سهام شهادت
خبر نورعلی را صبح آوردند
...
بگذريم¤
سلام حاج نورعلی
سلام كاک نورعلی
حالت را نمی پرسم
چون می دانم خوب است خيلی خوب ملالی نيست جز دوری شما خاطرت جمع آن هم يكی دو روز ديگر برطرف می شود اگر از حال ما بپرسی ای ... بدک نيست می گويند زنده ايم هرچند من شک دارم شايد حالمان بهتر هم شد چه خوب شد كه از اينجا رفتی يعنی اينطوری رفتی همينطوری ماندن كه كار تو نيست حالا هر چقدر هم می خواهی درجه داشته باش اينجا بايد قوانين بازی را بدانی ريشت را آنكارد كنی ريشه هم نداشتی ، نداشتی دكترايت را از هر جا شده بگيری سفارش بدهی چند كتاب برايت بنويسند مصاحبه يادت نرود بعد هم كت و شلوار مارک دار و چپاندن خود در يكي از اين ليست ها وقتی مستقيم نباشد چپ و راستش هم خيلی مهم نيست بستگی به سمت و سرعت باد دارد بايد هواشناس خوبی باشی اما تو هيچوقت جهت باد را نفهميدی نفهميدی تيتر يک روزنامه ها شدن چه كيفی دارد با كودكان بشاگردی لابی كردی سبكی روان نويس ، سنگينی بيل را از يادت نبرد اصلا تقصير خودت بود آشتی و وحدت می خواستی ؟ مگر مملكت حزب و سياستمدار و دفتر و دستک نداشت ؟ تو چه كاره بودی با آن ريش سفيد ت رفتی با ريش سفيدهای بلوچ جلسه گذاشتی آدم بايد در اين سن و سال به فكر آينده خانواده اش باشد بچه هايش را بفرستد لندن برای تحصيلات تكميلی بايد حقت را ، سهمت را از انقلاب می گرفتی نمی بينی همه دنبال سهمشان هستند ؟ حالا ديگر همه سهام دار شده اند خدا سايه نفت را از سرمان كم نكند همه سهمی دارند حالا چند صفر كمتر يا بيشتر چه فرقی می كند ؟ آدم بايد سياست داشته باشد عين ديانتش هم نبود ، نبود معمولا چهار سال يک بار ليست مي دهند عده ای لابی می كنند برخی حمايت بالاخره صندلی ها كم اند و تشنه ها زياد حاج نورعلی ! حاج احمد يادت هست ؟ چهار سال پيش بود صبحی دلگير و بارانی خبرش را آوردند و تو جا مانده بودی از پرواز نمی دانستی نام تو در ليست بعدی است¤
خبر نورعلی را صبح آوردند گفتند بيا تو هم سهمت را بگيرسهام شهادت !

قدس 88 شکستی دیگر برای صهیونیسم
... و چه رسوا شدند صهیونیست ها و خوش خیالانی که به امید واهی خراش دادن چهره ی قدسی
یک انقلاب الهی و مخدوش کردن روز قدس ، از مدت ها پیش ، تلاش بی وقفه ای را آغاز کرده بودند ،
هنگامی که پایان فضاحت بار تلاش عبث خویش را دیدند ...
آنان که در خوشبینانه ترین حالت یک بودند در برابر هزار و گروه های پراکنده ی چند صد نفریشان در
در یای میلیونی مردم غرق شده بود ....
بگذریم از اینکه خیلی از آن ها چشمان خود را بستند تا نبینند حضور میلیون ها شرکت کننده ی مراسم
روز قدس را در ایران و سراسر جهان و گوش هایشان را هم ، تا نشنوند شعار های بر آمده از شعور
ضد صهیونیستی و ضد آمریکایی را ....
و البته در این میان نمی توان تاسف نخورد به حال اندک ساده اندیشان زود باوری که به هر روی ،
فریب خوردگان این گونه دسیسه های شیطانی اند و دانسته و نا دانسته هیزم کش آتشی که سرانجام
آنان را در بر می گیرد و می سوزاند ...
* در قسمت « ادامه ی مطلب » نامه ی دکتر احمد توکلی را در همین رابطه مطالعه فرمایید .

رهرو شیطان
گویا عده ای دل خوش کرده اند تا در روز قدس امسال ، اگر بتوانند شعارهای رسیده از طرف اسراییل را
تکرار کنند!...
یکی از این شعارها که توسط عوامل آگاه و نا آگاه غاصبان قدس شریف توصیه شده ، این شعار است :
« نه غزه ، نه لبنان جانم فدای ایران » !!!....
حالا بماند اینکه افراد دنباله رو آمریکا و اسراییل ، چطوری حاضر خواهند شد جانشان را فدای ایران کنند ،
و همچنین بگذریم از اینکه بعضی از کسانی که این شعار را تبلیغ می کنند ، برای حفظ ظاهر ، خیلی
ناشیانه خود را طرفدار اسلام و حتی پیرو امام خمینی نشان می دهند ، غافل از اینکه آن بزرگوار در
مواجهه با چنین مواردی ، این بیان برخاسته از دل و ندای وجدان را برای رهپویان خویش به یادگار
گذاشته است که فرمودند : ما شریک غم مظلومان جهان هستیم .
بر همین اساس است که در جواب شعار « نه غزه ، نه لبنان جانم فدای ایران » باید گفت :
« نه غزه ، نه لبنان این است شعار شیطان »
« نه غزه ، نه لبنان مـنـــم رهـــرو شیطــان »
توضیح :
البته شرح و بسط این شعار متناقض و سطحی دشمن ساخته و اینکه مسلمانان بنا به سفارش
قرآن کریم و فرموده پیامبر اکرم ( ص )موظف به یاری رساندن به دیگر مردم مسلمان هستند و اینکه
« حب الوطن من الایمان » نیز از کلام دیگری از رسول الله ( ص ) است و باز هم توجه به این نکته ی
مهم که جان فدای وطن کردن از اولین وظایف هر فردی اعم از مسلمان و غیر مسلمان در هر کجای
جهان است و به طریق اولی ، استقلال و حاکمیت ایران اسلامی بیشتر از هر سرزمین دیگری ،
شایسته ی فداکاری و جان افشانی است ، خود بحثی است جداگانه که بیش از این گفتن از آن ،
برای اهل درک و خرد ، توضیح واضحات و ملال آور خواهد بود . . . بنابراین بدون وارد شدن به این مبحث
تنها به این نکته اکتفا می شود که هواداری از غزه و لبنان ، با جان فداکردن برای ایران ، کمترین
منافاتی ندارد و اتفاقا همین جاست که دم خروس این شعار تقلبی ، خودش را نشان می دهد ! . .